رکسانا جونرکسانا جون، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

رکسانا فرشته کوچولوی من

ماجراهای فندق

1392/3/29 14:00
نویسنده : خاله مریم
241 بازدید
اشتراک گذاری

به نقل از مامانی: این روزا  بلایی شدی برا خودت. شبا همه رو دست میندازی چطور؟!!!می گم براتون... شب ها وقتی برقهای خونه خاموش می شه هرچی گوسفند میشمرین تموم نمیشه niniweblog.comچشاتون تو تاریکی برق می زنهniniweblog.comیه سکوت کوچولو و سپس صدای گریه و جیغ و ویغ نی نی جون. همه نگران که... خدا مرگم چی شد!!!!! برق و که روشن می کنن لبخند ملیحی بر چهره دخمل کوچولو نقش می بندهniniweblog.com.  اگه دوباره برق خاموش بشه بازم همون بساطه. البته جونم براتون بگه که  ماجرا اینجا تموم نمی شه. تازه بعد از لبخند یه اوامر دیگه ای هم دارین جوجو. چیییییی؟ بععععععله........ یه نگاه به مامانی و یه نگاه به بابایی و یه لبخند جوجوییniniweblog.comکه چی حالا؟!!!!!!که باید باهاتون بازی کننniniweblog.comتا شما انرژی تونو که روزا با خروپف کردن و مثل شلمان خوابیدن البته در کنار مامان رویا ذخیره کردین مصرف بفرمایید تاوقتی که از خستگی دیگه نا نداشته باشین و تلپی بیفتینniniweblog.comو پس از بیچاره کردن مامانی و بابایی بیچاره که موهاشون از خستگی سیخ شده تشریف ببرین لالا  حالا ساعت چنده !!!!ساعت 3 صبح. الان هم که ساعت 11 قبل از ظهره شما و مامان رویا مثل شلمان دارین خروپفniniweblog.com... که تا صبح بیدار تشریف داشتین.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)